گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
دنیا مطلب تا همه دینت باشددنیا طلبی نه آن نه اینت باشد
از آخر عمر اگر کسی یاد کندشرمش بادا که خانه آباد کند
ناساخته کار این جهان ساخته گیرچون ساخته شد پاک برانداخته گیر
عمر از پی افزودن زر کاسته گیرگنجی به هزار حیله آراسته گیر
در بندگی ات دیو و پری صف زده گیروندر دل تو هر آنچ رفت آمده گیر
علم علوی و سفلی آموخته گیرواموال جهان جمله تو اندوخته گیر
در مملکت جهان فریدون شده گیروز گنج و زر و خواسته قارون شده گیر
زین گلبن عمر تازه گلها چده گیروین روز گذشته گیر و شب آمده گیر
کارت همه در جهان بسامان شده گیربر کام هوای خویش سلطان شده گیر
پنجه با ساعد سیمین که نیندازی بهبا توانای معربد نکنی بازی به
ایوان سرای خویش برداشته گیروآن سقف بر آسمان برافراشته گیر
ای دل همه کار تو به بالا شده گیراسباب تو یک هفته مهیا شده گیر
با صولت جمشید و فریدون شده گیربا ثروت و با مال چو قارون شده گیر
از آتش حرص و آز تا چند نفیرای آب ز روی رفته پندی بپذیر
جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روزتا پیشتر از مرگ بمیری دو سه روز
در دایره نقطه پرگار جهانکس نیست که هست آگه از کار جهان
جهدی بکن ای خواجه درین عالم دونبیرون افتی که نیست این جای سکون
ای دل زغمش که گفتیت چون خون شویا ساکن عشوه خانه گردون شو
ای دل دل خسته بر جهان بیش منهوای کاه ضعیف کوه بر خویش منه
تا دل زعلایق جهان حر نشودهرگز شبه وجود ما در نشود
ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ایدشمن از دوست ندانسته و نشناخته ای
دنیا کز تست بهر بیشی و کمیخواهیش به شادی گذران خوه به غمی
از بهر جهانی که تو هیچی درویآزار کسی چرا بسیچی در وی
ما را چه پلاس و چه طراز اکسونچه عیش و نشاط و چه غم گوناگون