گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۳
چراغ نذر زمین بوس می کند مهتاب
شمارهٔ ۵۴
به رغم دیده از دل می کنم نظاره ای امشب
شمارهٔ ۵۵
از شور خنده گل گردد چمن لبالب
شمارهٔ ۵۶
مرا در آتش افسرده خمار گداخت
غزل شمارهٔ ۲۸
ناله از طاق آسمان برخاست
شمارهٔ ۵۷
می توان شمع در این بزم ز مژگان افروخت
شمارهٔ ۵۸
چه داغها که چمن ز آشیان بلبل سوخت
شمارهٔ ۵۹
بیخودی از نفسم شوخی پرواز آموخت
شمارهٔ ۶۰
اول ز رشکخون من بیگناه ریخت
شمارهٔ ۶۱
مژه دارد گل خورشید پرست
شمارهٔ ۶۲
می پرست را امروز باغ دلگشا صحراست
شمارهٔ ۶۳
که حسن ساقی از او نور چشم احباب است
شمارهٔ ۶۴
که هر گردش طلسم فتح باب است
شمارهٔ ۶۵
پیش من بر دشمن عاجز مروت همت است
شمارهٔ ۶۶
کاروان بار منت گشته ام رهزن کجاست
غزل شمارهٔ ۲۹
ناله از پیر و از جوان برخاست
شمارهٔ ۶۷
آرزو با سمنت دست و گریبان اینجاست
شمارهٔ ۶۸
مژده ای دیده که از دور غباری برخاست
شمارهٔ ۶۹
غیر از صدای جغد ز ویرانه برنخاست
شمارهٔ ۷۰
همچو اشکم عقده مشکل گشایی برنخاست
شمارهٔ ۷۱
صیدگاهش سایه سرو چمن زاد خود است
شمارهٔ ۷۲
تپیدن دل عاشق ز نقش پا پیداست
شمارهٔ ۷۳
برگ برگ چمن از ابر بهارم پیداست
شمارهٔ ۷۴
سر سراغ که داری غبار بسیار است