گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۷۶
با گفتن حق گرد ضرر گردیدم
شمارهٔ ۲۷۷
وز خوان جهان جز کف نانی نخورم
شمارهٔ ۲۷۸
در خوان جهان جز کف نانی نخورم
شمارهٔ ۲۷۹
با سینه گرم و ناله سرد خوشم
شمارهٔ ۲۸۰
از عشق چو شمع شعله افروخت دلم
شمارهٔ ۲۸۱
شب تا به سحر میان خون خفت دلم
شمارهٔ ۲۸۲
جبران گذشته را در آینده کنم
غزل شمارهٔ ۲۲۷
جان برای تو جهان در بازد
شمارهٔ ۲۸۳
آن لاله که از اشک به خون خفت منم
شمارهٔ ۲۸۴
وز چار طرف بسته زنجیر منم
شمارهٔ ۲۸۵
آن مرغ که شد به شام خاموش منم
شمارهٔ ۲۸۶
چون سایه سرو خاک افتاده منم
شمارهٔ ۲۸۷
در خلق جهان کشمکشی می بینم
شمارهٔ ۲۸۸
با خویش گلی غنچه دهن می خواهم
شمارهٔ ۲۸۹
تا کی ز سرشک دیده غمناک شوم
شمارهٔ ۲۹۰
چون نقش نگین شوی مکن شرم چو موم
شمارهٔ ۲۹۱
در خرمن عمر آتش افروخته ایم
شمارهٔ ۲۹۲
ما تخم تساوی به جهان کاشته ایم
غزل شمارهٔ ۲۲۸
بس سر که ز هر سویی بر یکدگر اندازد
شمارهٔ ۲۹۳
بر فرق فلک ز بی خودی پا زده ایم
شمارهٔ ۲۹۴
لبخند به دستگاه دنیا زده ایم
شمارهٔ ۲۹۵
از عالم کبر و کینه بیرون شده ایم
شمارهٔ ۲۹۶
ما دربه در از خانه خرابی شده ایم
شمارهٔ ۲۹۷
در بر رخ نامحرم و محرم بستیم