گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۷۰
سوز عشق تو را جگر نکشد
شمارهٔ ۳۰۸
به عهد جوانان به عهد جوانی
شمارهٔ ۳۰۹
من ز صهبای محبت خضر از آب زندگی
شمارهٔ ۳۱۰
گوید کسی که این دو ندارد نهایتی
شمارهٔ ۳۱۱
که سوی من کند اما نکرد چشم سیاهی
شمارهٔ ۳۱۲
با آنکه گاهی ار فسون آید به چشم کس پری
شمارهٔ ۳۱۳
نباتی رسته ز اطرافش نباتی
شمارهٔ ۳۱۴
نگذاشت طره تو دلی را به سینه ای
شمارهٔ ۳۱۵
برو به میکده یک چند تا جوان آیی
فرید زمان آنکه آمد به دنیانظیر وعدیلش چو اکسیر و عنقا
غزل شمارهٔ ۲۷۱
نه عقل چو عشق آمد از جان و تن اندیشد
چه شد که چرخ جفا پیشه کرد میل وفاهزار گونه اساس نشاط کرده به پا
ز نکهت گل و فیض صبا ورشح سحابجهان پیر دگر باره یافت عهد شباب
چه شد که روی عروس جهان منور شدچو سطح چرخ بسیط زمین پر اختر شد
این چه بزم است که آرایش دنیا آمدمحفل دهر زفیضش طرب افزا آمد
فرید عالم و زیب جهان و زینت کشورکه کشور هنرش شد به نوک خامه مسخر
چیست آن لعبت که قدش خم بود پیکر نزاروسمه اش گاهی برابر و غازه اش گه بر عذار
شمارهٔ ۸
شمس از مقیاس تابان شمسه ات در اقتباس
شمارهٔ ۹
عروس دهر محلی شد از حلی و حلل
شمارهٔ ۱۰
که عالمی است معطر زبوی آن کاکل
شمارهٔ ۱۱
منور شد از طلعتش چشم عالم
غزل شمارهٔ ۲۷۲
کان درد بندیان را دایم کلید آمد
شمارهٔ ۱۲
دیده ی رستم گردون ز رخش شد روشن
شمارهٔ ۱۳
بر سر شمشاد و سرو و یاسمن