گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰
بحر شرمنده گشته و فاوا
شمارهٔ ۱۱
بیمست ازین سخن دهن و چشم تنگ را
شمارهٔ ۱۲
چو زرین ورق گشت برگ درخت
شمارهٔ ۱۳
کم هر زمان بسوزد از و استخوان و پوست
شمارهٔ ۱۴
ز دریای جاهت جهان بیله ایست
شمارهٔ ۱۵
که دولت به نایم فرو می کند
شمارهٔ ۱۶
که از خمار شبانه نشاط خواب کنند
شمارهٔ ۱۷
مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود
شمارهٔ ۱۸
که برد ترا هر دو گیتیست بورک
غزل شمارهٔ ۲۸۷
گام نخست بر در دنیا نهاده اند
شمارهٔ ۱۹
وز کاه چگونه می بسازند کسک
شمارهٔ ۲۰
قرص مهر و مهم آرایش خوان می بینم
شمارهٔ ۲۱
ترکیب داده بودش جبار ذوالمنن
شمارهٔ ۲۲
به کفش و موزه درافگنده صد هزار سیان
شمارهٔ ۲۳
رفت آن گل شکفته و در خاک شد نهان
شمارهٔ ۲۴
یا خود چو ماهی است که دارد در آب خو
شمارهٔ ۲۵
ز آزاد و بنده چه خرد و چه رنده
شمارهٔ ۲۶
این کله خان چین و آن کمر قیصری
شمارهٔ ۲۷
ندهم چنین غمی را به هزار شادمانی
شمارهٔ ۲۸
چند کوبی طریق پویایی
غزل شمارهٔ ۲۸۸
وز شراب بیخودی دیوانه اند
ای ز امر کن فکانت گشته پیدا کایناتذات بی چون تو را ترک صفت عین صفات
ای افتخار نام نبوت به نام توافزوده حشمت رسل از احتشام تو
آمد نسیم و بوی تو آورد سوی منبادا فدای جان نسیم تو جان و تن