گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۴
وصل ما را ز لطف خود دریاب
شمارهٔ ۶۵
دل ما را دمی دریاب امشب
شمارهٔ ۶۶
خوابت حرام دیده به آزار ماست امشب
شمارهٔ ۶۷
پای مرغ شب وصل تو به دامست امشب
شمارهٔ ۶۸
نپرسی ز دردم چرا ای طبیب
شمارهٔ ۶۹
ای دو صد جان و جهان باد فدای کف پات
شمارهٔ ۷۰
به راستی و درستی که نیست کس همتات
شمارهٔ ۷۱
بگو که نرد هوس با تو چون توانم باخت
شمارهٔ ۷۲
چون موم از آتش رخ او بین که چون گداخت
غزل شمارهٔ ۲۹۶
یک دل ز می عشق تو هشیار نماند
شمارهٔ ۷۳
ولی چه چاره توان با زمانه باید ساخت
شمارهٔ ۷۴
زهی سعادت و اقبال و این تواند بخت
شمارهٔ ۷۵
مهر رخت به آتش هجران مرا بسوخت
شمارهٔ ۷۶
بی رخ تو دیده ز عالم بدوخت
شمارهٔ ۷۷
بس چشمه خون ز دیدگان ریخت
شمارهٔ ۷۸
ز غمهای جهان آزاد بادت
شمارهٔ ۷۹
یک بار نظر کن به من از روی ارادت
شمارهٔ ۸۰
از چشم زخم دوران یا رب مبا گزندت
شمارهٔ ۸۱
شرم دارد شکر ز گفتارت
شمارهٔ ۸۲
خون من خورد چشم خون خوارت
غزل شمارهٔ ۲۹۷
شادی جهان غم تو داند
شمارهٔ ۸۳
دل مسکین ما ز جا برخاست
شمارهٔ ۸۴
مشک گویی که از خطا برخاست
شمارهٔ ۸۵
که تا کجا چو تو سروی به باغ جان برخاست