گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۱۶
دیده جانم خیال روی او را مسکنست
شمارهٔ ۲۱۷
بس ستمکار چون نگار منست
شمارهٔ ۲۱۸
زآن شرر در دو جهان ناله و افغان منست
شمارهٔ ۲۱۹
آفت هر دو جهان آن بت عیار منست
شمارهٔ ۲۲۰
خال سیه کار تو دانه و دام منست
شمارهٔ ۲۲۱
که ذکر و نام تو همواره بر زبان منست
شمارهٔ ۲۲۲
وآتشی از لب دلجوی تو بر جان منست
غزل شمارهٔ ۳۱۱
هزار فتنه و آشوب در جهان فکند
شمارهٔ ۲۲۳
چون دهم پیش کسی شرح که درمان منست
شمارهٔ ۲۲۴
ز خون دیده تو گویی کنار جیحونست
شمارهٔ ۲۲۵
مهر رخ خوب تو بلای دل و دینست
شمارهٔ ۲۲۶
که می گوید که زلفش عنبرینست
شمارهٔ ۲۲۷
سهی سروست یا نی قامت اوست
شمارهٔ ۲۲۸
چاره دردم که جوید غیر دوست
شمارهٔ ۲۲۹
که کند چاره درد دل ما را جز دوست
فراغتیست مرا از جهان و هرچه در اوستچه باک دارم از اندیشه های دشمن و دوست
شمارهٔ ۲۳۱
عمر عزیز شد به سر اندر وفای دوست
شمارهٔ ۲۳۲
ما را مراد دنیی و عقبی ست روی دوست
غزل شمارهٔ ۳۱۲
تن به جای خرقه چون پروانه جان می افکند
شمارهٔ ۲۳۳
اینچنین سرگشته ام در کوی دوست
شمارهٔ ۲۳۴
و یا این ره که می پویم چه راهست
شمارهٔ ۲۳۵
که از جانت همیشه نیکخواهست
شمارهٔ ۲۳۶
هرچه می بینی سرانجامیش هست
شمارهٔ ۲۳۷
بنگر که بر احوال جهانش نظری هست