گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۳۳۲
پیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبود
شمارهٔ ۴۳۳
که تواند که دل از قامت تو بردارد
شمارهٔ ۴۳۴
ز نام عاشقانش ننگ دارد
شمارهٔ ۴۳۵
هوای قد و بالای تو دارد
شمارهٔ ۴۳۶
دوای درد بی درمان که دارد
شمارهٔ ۴۳۷
بر لب چشمه حیوان خط و خالی دارد
شمارهٔ ۴۳۸
دردمندست و ز لعل تو دوایی دارد
شمارهٔ ۴۳۹
یک ذره به دل وفا ندارد
شمارهٔ ۴۴۰
میلی سوی وصل ما ندارد
شمارهٔ ۴۴۱
آن کس که مگر عهد غمت یاد ندارد
شمارهٔ ۴۴۲
جز وصل تواش هیچ دوا سود ندارد
غزل شمارهٔ ۳۳۳
وگر بنده بود بیننده نبود
شمارهٔ ۴۴۳
جز بندگیت هوس ندارد
شمارهٔ ۴۴۴
به ریش خاطرم مرهم ندارد
شمارهٔ ۴۴۵
به غیر از وصل درمانی ندارد
شمارهٔ ۴۴۶
دایمم خون دل از دیده روان می دارد
شمارهٔ ۴۴۷
روا بود که جهان را ز یاد بگذارد
شمارهٔ ۴۴۸
کسی کاو عشق ورزد صبر کارد
شمارهٔ ۴۴۹
گمان هستی این ناتوان نخواهد برد
شمارهٔ ۴۵۰
بوی زلفت صبحدم بادی به هرجا می برد
شمارهٔ ۴۵۱
درد عشقش از دل ما صبر مشکل می برد
شمارهٔ ۴۵۲
شب نیست کآتش غمت آبم نمی برد
رباعی شمارهٔ ۱۱
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
غزل شمارهٔ ۳۳۴
با سر زلف تو در ایمان رود