گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۴۱
مهر رویش میان جان باشد
شمارهٔ ۵۴۲
غزل شمارهٔ ۳۴۳
وی آتش عشق تو دلم سوخته چون عود
شمارهٔ ۵۴۳
دل مجموعم از آن زلف پریشان باشد
شمارهٔ ۵۴۴
دیده اش منتظر دیدن جانان باشد
شمارهٔ ۵۴۵
دیده بخت من از هجر تو گریان باشد
شمارهٔ ۵۴۶
ندانم عاقبت او ز عشق چون باشد
شمارهٔ ۵۴۷
وان دل نبود کاو نه به زندان تو باشد
شمارهٔ ۵۴۸
مرا جز وصل تو درخور چه باشد
شمارهٔ ۵۴۹
ورم یک دم شوی همدم چه باشد
شمارهٔ ۵۵۰
نظر بر حالم اندازی چه باشد
شمارهٔ ۵۵۱
از دست جور هجرت صد جامه پاره باشد
شمارهٔ ۵۵۲
یا به دست دل او چون تو بهاری باشد
رباعی شمارهٔ ۱۲
بی دادگری شیوه دیرینه توست
غزل شمارهٔ ۳۴۴
تو یقین می دان که آن از جان نمود
شمارهٔ ۵۵۳
کام جانم ز دهان تو روا کی باشد
شمارهٔ ۵۵۴
در دو چشمش ز رخ یار خیالی باشد
شمارهٔ ۵۵۵
یا به درد من دلخسته دوایی باشد
شمارهٔ ۵۵۶
با ماش بجز جفا نباشد
شمارهٔ ۵۵۷
زین بیش جور کردن بر ما روا نباشد
شمارهٔ ۵۵۸
به عشق اندر جهان رسوا نباشد
شمارهٔ ۵۵۹
ورم به وصل نوازی شبی عجیب نباشد
شمارهٔ ۵۶۰
پیش دل من آنکه خردمند نباشد
شمارهٔ ۵۶۱
چو بلبلم هوس ناله های زار نباشد