گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۰۵
رخ جانان نه مرادست مگر جان طلبند
شمارهٔ ۶۰۶
یک نظر دیدن روی تو چو ایمان طلبند
شمارهٔ ۶۰۷
وز مراد دو جهان وصل شما می طلبند
شمارهٔ ۶۰۸
در وصل از این بیش بر ما مبند
شمارهٔ ۶۰۹
چرا به تیغ جفا جان خستگان خستند
شمارهٔ ۶۱۰
قصه عشق تو را بر سر ما بنوشتند
شمارهٔ ۶۱۱
وآن کسان کز در انصاف بگردند نه مردند
شمارهٔ ۶۱۲
گر از تو باز ستانند با که پیوندند
غزل شمارهٔ ۳۵۰
شهد دنیاش کی لذیذ آید
شمارهٔ ۶۱۳
میان عاشقان ما را گزیدند
شمارهٔ ۶۱۴
بیش از این جور و جفا از تو نمی دارم پسند
شمارهٔ ۶۱۵
شده در بند زلفت نیک خرسند
شمارهٔ ۶۱۶
گر همه مایه دردند به درمان نرسند
شمارهٔ ۶۱۷
اگرچه دوست نباشند دشمن خویشند
شمارهٔ ۶۱۸
همچون مگسی نشسته بر قند
شمارهٔ ۶۱۹
دل را ببرد از من و در پای غم فکند
شمارهٔ ۶۲۰
آتشی در جان ما پیدا کند
شمارهٔ ۶۲۱
با من خسته دل بگو تا به کی این جفا کند
شمارهٔ ۶۲۲
آن بی وفا نگار به ترک وفا کند
غزل شمارهٔ ۳۵۱
یا زلف تو زیر چنگم آید
شمارهٔ ۶۲۳
کام دل ضعیف ز وصلش روا کند
شمارهٔ ۶۲۴
از چه رو آخر صبا با زلف او بازی کند
شمارهٔ ۶۲۵
از فراق تو بسی با تو شکایت بکند
شمارهٔ ۶۲۶
شور و غوغا در وجود ما فکند