گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۰۴
این کوه قاف بین که چه بریده می روم
شمارهٔ ۵۰۵
غنچه ام هرگه پریشان می شوم گل می شوم
شمارهٔ ۵۰۶
از خیال خاطر آن سیمبر بربسته ایم
شمارهٔ ۵۰۷
شکر از یاران همین ما خودشناس افتاده ایم
شمارهٔ ۵۰۸
این مرغ زیر بال و پر است و ندیده ایم
شمارهٔ ۵۰۹
صحت شدیم تا که ز صحبت بریده ایم
شمارهٔ ۵۱۰
چون آه تا به خاطر مردی رسیده ایم
شمارهٔ ۵۱۱
نادیده خدا خداپرستیم
شمارهٔ ۵۱۲
همچو شاهان جهان منت کشی هم نیستیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹
سال ها کرده تباهی و هوس رانی
شمارهٔ ۵۱۳
ساغر عهد شکستیم به پیمانه زدیم
شمارهٔ ۵۱۴
گاه هشیار گهی مست گهی مدهوشیم
شمارهٔ ۵۱۵
در عین عالمیم و مبرا ز عالمیم
شمارهٔ ۵۱۶
سوی آن سلطان خوبان می رویم
شمارهٔ ۵۱۷
ز حال دل که بینایی چه گویم
شمارهٔ ۵۱۸
بزن جاروب مژگان را و از دل گرد غم بنشان
شمارهٔ ۵۱۹
به بازی هم نشد خم هیچ گه چوگان درویشان
شمارهٔ ۵۲۰
که کرده اند به آب و هوا بنای جهان
شمارهٔ ۵۲۱
نهی گر سر به پای خویش سرور می توان گشتن
شمارهٔ ۵۲۲
غریب جز من افتاده در دیار سخن
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰
فساد از دل فروشویی غبار از جان برافشانی
شمارهٔ ۵۲۳
که عندلیب تو دارد نوای دل بردن
شمارهٔ ۵۲۴
به آن پیمان شکن عیش دو بالا می توان کردن
شمارهٔ ۵۲۵
کعبه رفتن نیست کمتر از کلیسا آمدن