شمارهٔ ۵ - در بزرگداشت فردوسی
این شنیدستم که عیسی مرده ای را زنده کرد مرده ای را زنده کرد و نام خود پاینده کرد نیم گیتی شد مسخر از طریق دین او شد جهان آیینه دار چهره آیین او هر دو فرسخ یک کلیسایی به پا بر نام ا...

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامهنگار، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهمترین شاعران عصر مشروطه بهشمار میرود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی در توده مردم بهره گرفت. او را خالق اولین اپرای ایرانی میدانند.
این شنیدستم که عیسی مرده ای را زنده کرد مرده ای را زنده کرد و نام خود پاینده کرد نیم گیتی شد مسخر از طریق دین او شد جهان آیینه دار چهره آیین او هر دو فرسخ یک کلیسایی به پا بر نام ا...
ز اظهار درد درد مداوا نمی شود شیرین دهان به گفتن حلوا نمی شود درمان نما نه درد که با پا زمین زدن این بستری ز بستر خود پا نمی شود می دانم ار که سر خط آزادگی ما با خون نشد نگاشته خوا...
ای دغل با همه کس ناکسی اظهار مکن ناکسی باش ولی با کسی اظهار مکن
مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش که خون بگریی اگر پی بری به احوالم چه حاجت است پس از من بماند این تمثال فلک چه کرد به من تا کند به تمثالم
آنکو نموده است استیضاح از جهان اکنون ز وی کنند ستیضاح ابلهان گویند از چه ناصرالاسلام این همه حبیب می کند انگشتی در دهان پاسخ دهد ز حالت امروز مملکت حیرت زده همی نهم انگشت بر زبان گ...
دوش شنیدم که گفت مؤتمن الملک پا نگذارد دگر به ساحت مجلس گفت تدین که ای به گوز مساوات گفت مساوات کای به ریش مدرس
ای بلهوس تراست به سر گر هوای لر یا آن که گشته تنگ دلت از برای لر رو کن دمی به سوی شهر بروجرد از صفا بنگر به کوه و دشت و بیابان جفای لر منعم به کوه و دشت و بیابان غریب نیست جز آن دم...
الا ای مرگ در جانم درآویز که جام عمر من گردید لبریز چسان من زنده مانم ملک ایران به سر گیرد دوباره دور چنگیز
گرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیر برهنه ای شیر گیر و گرسنه ای شیر برهنه ام دستگیری ام نکند کس دست نگیرد کسی به برهنه شمشیر من دم شیرم به بازی ام نگرفتند کس نه به بازی گرفته است دم شی...
ضیاء الواعظین آن رند جیغو زده پشت تریبون پاک وارو برای خاطر هم مسلکانش به پا بنموده فریاد و هیاهو به قانون اساسی پشت پا زد برای خود نمایی نزد یارو بگفتا من نخواهم خورد سوگند که بر ...
خری از گلستان باغی گذشت بسی گل به ره دیده وقعی نهشت نسنجید کآن جلوه گل ز چیست نفهمید فریاد بلبل ز کیست رسید او به جایی که ره تنگ بود بسی شاخه در راه آونگ بود طبیعی است بر جسم آن شا...
در سر پیری برهنه پا بد مولییر گاو بدزدید در شباب شکسپیر زنده در آتش برونو را بفکندند مرده وی را کنند این همه تکبیر بن جبرول آن همه ز خلق ستم دید شد روسو در عهد خویش آن همه تحقیر از...
از دست هر که هر چه بستانده و ستانی از دست تو ستانند با دست آسمانی کف رنج بیوگان را مال یتیمگان را اموال این و آن را حینی که می ستانی گیرم حیا نداری شرمی ز ما نداری ترس از خدا نداری...
به لندن کرد نطقی لرد معروف کزو یک ملتی گردیده مشعوف برای موطن جمشید و سیروس خورد آن ناطق مشهور افسوس چنان می سوزدش دل آن یگانه که صاحب خانه ای از بهر خانه گهی با روس بندد عهد و پیم...
در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی مستوفی الممالک متزلزل شد نخست وزیر مزبور در برابر مخالفت های دسته مخالف که دولتش را کابنیه نیم بند نام...
باری ازین عمر سفله سیر شدم سیر تازه جوانم ز غصه پیر شدم پیر پیر پسند ای عروس مرگ چرایی من که جوانم چه عیب دارم بی پیر زود به من هر چه می کنی بکن ای دهر آنچه ز دست آید مباد کنی دیر ...
عشقی ار مجهول چون اسرار عالم زیستی هر کسی گردد به گرد تو ببیند چیستی خواهی ار چون نقطه سرگردان تو عالم شوند هستی خود را بپوشان در لباس نیستی
به پندار دانای مغرب زمین پدیدآور پند نو داروین زمانه ز میمون دمی کم نمود سپس ناسزا نامش آدم نمود اگر آدمیت بر این بی دمی ست دمی کو که من عارم از آدمی ست چو اجدادم ای کاش میمون بدم ...
عامیان شعر تو با شکر برابر می کنند عارفان زین وهم باطل خاک بر سر می کنند کارگاه قند نبود آن دهان کآید برون هر سخن تشبیه آن بر قند و شکر می کنند کارگاه قند از یک درش قند ار می برند ...
در تکاپوی غروب است ز گردون خورشید دهر پر بیم شد و رنگ رخ دشت پرید دل خونین سپهر از افق غرب دمید چرخ از رحلت خورشید سیه می پوشید که شب عید حمل خویش به گردون آراست سال بگذشته بشد ظرف...
زمان نزع هجده ساله عاشق دختری دیدم ابا سیمای پراندوه و اندر رفته چشمانی فتاده گوشه ای اندر اتاقی زار و پژمرده ز فرط بی کسی بنهاده بر دیوار پیشانی عیان می بود که بیماری سل است از وض...