بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم
ای حیات دل حسام الدین بسی میل می جوشد به قسم سادسی گشت از جذب چو تو علامه ای در جهان گردان حسامی نامه ای پیش کش می آرمت ای معنوی قسم سادس در تمام مثنوی شش جهت را نور ده زین شش صحف
۱۴۰ شعر از جلال الدین محمد مولوی
ای حیات دل حسام الدین بسی میل می جوشد به قسم سادسی گشت از جذب چو تو علامه ای در جهان گردان حسامی نامه ای پیش کش می آرمت ای معنوی قسم سادس در تمام مثنوی شش جهت را نور ده زین شش صحف
چون امیران از حسد جوشان شدند عاقبت بر شاه خود طعنه زدند کین ایاز تو ندارد سی خرد جامگی سی امیر او چون خورد شاه بیرون رفت با آن سی امیر سوی صحرا و کهستان صیدگیر کاروانی دید از دور آ
آنچنان که یوسف از زندانیی با نیازی خاضعی سعدانیی خواست یاری گفت چون بیرون روی پیش شه گردد امورت مستوی یاد من کن پیش تخت آن عزیز تا مرا هم واخرد زین حبس نیز کی دهد زندانیی در اقتناص
بی نهایت آمد این خوش سرگذشت چون غریب از گور خواجه باز گشت پای مردش سوی خانه خویش برد مهر صد دینار را فا او سپرد لوتش آورد و حکایت هاش گفت کز امید اندر دلش صد گل شکفت آنچ بعد العسر