فصل پنجاه و سوم - فرمود اولّ که شعر میگفتیم داعیهای بود عظیم
فرمود اول که شعر می گفتیم داعیه ای بود عظیم که موجب گفتن بود اکنون در آن وقت اثرها داشت و این ساعت که داعیه فاتر شده است و در غروب است هم اثرها دارد سنت حق تعالی چنین است که چیزها
۷۱ شعر از جلال الدین محمد مولوی
فرمود اول که شعر می گفتیم داعیه ای بود عظیم که موجب گفتن بود اکنون در آن وقت اثرها داشت و این ساعت که داعیه فاتر شده است و در غروب است هم اثرها دارد سنت حق تعالی چنین است که چیزها
اکمل الدین گفت مولانا را عاشقم و دیدار او را آرزومند م و آخرتم خود یاد نمی آید نقش مولانا را بی این اندیشه ها و پیشنهادها مونس می بینم و آرام می گیرم به جمال او و لذت ها حاصل می شو
مافضل ابوبکر بکثرة صلوة وصوم وصدقة وقر بمافی قلبه می فرماید که تفضیل ابوبکر بر دیگران نه از روی نماز بسیار و روزه بسیار است بل از آن روست که با او عنایت است و آن محبت اوست در قیامت
گفت که آن منجم می گوید که غیر افلاک و این کره خاکی که می بینم شما دعوی می کنید که بیرون آن چیزی هست پیش من غیر آن چیزی نیست و اگر هست بنمایید که کجاست فرمود که آن سؤال فاسد است از