شمارهٔ ۵۶
بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا آب تیغش با گوارایی زیان دارد مرا تا شکستم استخوان پیوند کارم شد درست مومیایی در شکستن استخوان دارد مرا از تجلی خویش را شمع زیان آور گداخت در زیان...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا آب تیغش با گوارایی زیان دارد مرا تا شکستم استخوان پیوند کارم شد درست مومیایی در شکستن استخوان دارد مرا از تجلی خویش را شمع زیان آور گداخت در زیان...
کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا که همچو شعله عجب یار تندخوست مرا به رنگ دایره نشناختند ناز سرم ز بس به گرد تو گردیدن آرزوست مرا در این محیط پر آشوب همچو آب گهر حصار عافیت از فیض آب...