شمارهٔ ۳۱ - از قول علی اکبر خان دامغانی به دختر شاهزاده نامزدش نگاشته
گشت مرا دل به نامه ای ز تو خشنود از غم من کاست تا به درد که افزود نامه نه بر جی پر از دراری رخشان نامه نه درجی پر لآلی منقود مرده بودم زنده شدم آزاد بودم بنده ذره بودم خورشید گشتم ...

