ناهید
ابن یمین فریومدی

چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش

شمارهٔ ۱۸۵

ابن یمین، دیوان اشعار، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش

کدام جان که نه پروانه شد بر آن آتش

ز عکس روی تو در باغ و راغ شعله زند

ز نوک لاله و از شاخ ارغوان آتش

چو بگذرد بدلم یاد شمع طلعت تو

بسان شمع شود در تنم روان آتش

ز رشک لاله سیراب تست و هیچ دگر

که نیست بی تب و بی تاب یکزمان آتش

حدیث شوق تو با خامه در میان ننهم

که زیر نی نکند هیچکس نهان آتش

بیاد مهر رخت گر بر آورم نفسی

شود ز تاب ویم شمع وش زبان آتش

مرا چو شعله آتش دلی بود نه چو شمع

که بسته باشد بر خود بریسمان آتش

بترس ز آه دلم کان چو خط تو دودی است

که زیر دامن آن هست بیگمان آتش

تو سوز ابن یمین خوار و مختصر مشمار

که گیرد از شررش عرصه جهان آتش

۹ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها