شمارهٔ ۱ - به شاهد لغت بسیچیدن، بمعنی ساز کار کردن
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
بباید بسیچیدن این کار را
پذیره شدن رزم و پیکار را
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
بباید بسیچیدن این کار را
پذیره شدن رزم و پیکار را