شمارهٔ ۴۲ - به شاهد لغت سوسمار، بمعنی جانوری که ضب گویندش بتازی
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
چنان باد در آرد بخویشتن
که میگوئی خوردست سوسمار
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
چنان باد در آرد بخویشتن
که میگوئی خوردست سوسمار