شمارهٔ ۵۰ - به شاهد لغت مشکوه، بمعنی مترس و هیبت زده مشو
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
تواضع کرد بسیار و مرا گفت
ز من مشکوه و بی آزار بگذر
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
تواضع کرد بسیار و مرا گفت
ز من مشکوه و بی آزار بگذر