شمارهٔ ۵۱ - به شاهد لغت باسک، بمعنی خمیازه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
چو باسک کند ماه من از خمار
قرار از مه نو نماید فرار
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
چو باسک کند ماه من از خمار
قرار از مه نو نماید فرار