ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة

مثنوی معنوی، دفتر چهارم

اندازهٔ متن۲

هم‌چو پیغامبر ز گفتن وز نثار

توبه آرم روز من هفتاد بار

لیک آن مستی شود توبه‌شکن

منسی است این مستی تن جامه کن

حکمت اظهار تاریخ دراز

مستیی انداخت در دانای راز

راز پنهان با چنین طبل و علم

آب جوشان گشته از جف القلم

رحمت بی‌حد روانه هر زمان

خفته‌اید از درک آن ای مردمان

جامهٔ خفته خورد از جوی آب

خفته اندر خواب جویای سراب

می‌رود آنجا که بوی آب هست

زین تفکر راه را بر خویش بست

زانک آنجا گفت زینجا دور شد

بر خیالی از حقی مهجور شد

دوربینانند و بس خفته‌روان

رحمتی آریدشان ای ره‌روان

من ندیدم تشنگی خواب آورد

خواب آرد تشنگی بی‌خرد

خود خرد آنست کو از حق چرید

نه خرد کان را عطارد آورید

۱۱ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها