ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آن چشم که خون گشت غم او را جفت است

رباعی شمارهٔ ۱۲۵

رباعیات

اندازهٔ متن۲

آن چشم که خون گشت غم او را جفت است

زو خواب طمع مدار کو کی خفته است

پندارد کاین نیز نهایت دارد

ای بیخبر از عشق که این را گفته است

۲ بیت

منبع: ویکی‌درج

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها