رباعی شمارهٔ ۱۲۵
اندازهٔ متن
آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
پندارد کاین نیز نهایت دارد
ای بیخبر از عشق که این را گفته است
۲ بیت
آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
پندارد کاین نیز نهایت دارد
ای بیخبر از عشق که این را گفته است
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی