رباعی شمارهٔ ۱۶۱
اندازهٔ متن
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت
۲ بیت
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی