رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶
اندازهٔ متن
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو
۲ بیت
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی