رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱
اندازهٔ متن
ای نفس عجب که با دلم همنفسی
من بندهٔ آن صبح که خندان برسی
ای در دل شب چو روز آخر چه کسی
هم شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی
۲ بیت
ای نفس عجب که با دلم همنفسی
من بندهٔ آن صبح که خندان برسی
ای در دل شب چو روز آخر چه کسی
هم شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی