رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵
اندازهٔ متن
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری
۲ بیت
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی