ناهید
جلال الدین محمد مولوی

شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷

رباعیات

اندازهٔ متن۲

شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی

دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی

خفتند حریفان همه چاره‌ات اینست

کاندر می لعل و در سر خود پیچی

۲ بیت

منبع: ویکی‌درج

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها