رباعی شمارهٔ ۱۹۲۷
اندازهٔ متن
گر من مستم ز روی بدکرداری
ای خواجه برو تو عاقل و هشیاری
تو غره به طاعتی و طاعت داری
این آن سر پل نیست که میپنداری
۲ بیت
گر من مستم ز روی بدکرداری
ای خواجه برو تو عاقل و هشیاری
تو غره به طاعتی و طاعت داری
این آن سر پل نیست که میپنداری
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی