رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴
اندازهٔ متن
گفتم به طبیب دارویی فرمایی
نبضم بگرفت از سر دانایی
گفتا که چه درد میکند بنمایی
بردم دستش سوی دل سودایی
۲ بیت
گفتم به طبیب دارویی فرمایی
نبضم بگرفت از سر دانایی
گفتا که چه درد میکند بنمایی
بردم دستش سوی دل سودایی
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی