شمارهٔ ۱۲
عطار، مختارنامه، باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
اندازهٔ متن
اوّل دل من بر سر غوغا بنشست
هر دم به هزار گونه سودا بنشست
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبود
از جمله طمع برید و تنها بنشست
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
اوّل دل من بر سر غوغا بنشست
هر دم به هزار گونه سودا بنشست
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبود
از جمله طمع برید و تنها بنشست
گر دریایی ز شور بنشانندتور تیزتکی چو مور بنشانندت