دفتر شعر
۲۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در پرده نشینی و کم آیی بیرون،
شمارهٔ ۲
با هستی خویشتن تعصّب کردن
شمارهٔ ۳
دل در غم عشق او به جان بستهئییی
شمارهٔ ۴
بنشینی و پوستین اغیار کنی
شمارهٔ ۵
سجادهٔ تسلیم فرو کن، بنشین
شمارهٔ ۶
در خرمن شرک خوشه چینی ای دل
شمارهٔ ۷
گردن بنه و قفای گردون میخور
شمارهٔ ۸
گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست
شمارهٔ ۹
در گوشه نشستن تو آوارگی است
شمارهٔ ۱۰
کلّی کم آشنا و بیگانه گرفت
شمارهٔ ۱۱
خود را به بلا بر سر غوغا انداخت
شمارهٔ ۱۲
هر دم به هزار گونه سودا بنشست
شمارهٔ ۱۳
وین نفس پلید را ادب باید کرد
شمارهٔ ۱۴
در رنج جهان گنج معانی دور است
شمارهٔ ۱۵
آزاد ز اول و ز آخر بودن
شمارهٔ ۱۶
وز کل به کل نیز گذر باید کرد
شمارهٔ ۱۷
این پرده مثال آن دگر خواهد خاست
شمارهٔ ۱۸
ور تیزتکی چو مور بنشانندت
شمارهٔ ۱۹
در زیر قدم شو چو زمین پستِ نیاز
شمارهٔ ۲۰
آخر چو زمینِ پست بنشسته شوی
شمارهٔ ۲۱
کان غم ز غم همه جهان بیش آید