شمارهٔ ۹
اندازهٔ متن
ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس
۲ بیت
ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس
رفتی تو به خاک و یاسمن بی تو رسیدگل نیز، دریده پیرهن، بی تو رسید