دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۵۲
غمِ این کار، نشاطِ دلِ غمگینِ من است
غزل شمارهٔ ۶۴
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
غزل شمارهٔ ۶۵
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
غزل شمارهٔ ۶۷
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟
غزل شمارهٔ ۷۲
آن جا جز آن که جان بسپارند، چاره نیست
غزل شمارهٔ ۷۵
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی چیزی نیست
غزل شمارهٔ ۷۶
سرِ مرا به جز این در، حواله گاهی نیست
غزل شمارهٔ ۷۸
بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت
غزل شمارهٔ ۸۱
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت
غزل شمارهٔ ۸۲
آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟
غزل شمارهٔ ۸۷
آری، بِه اِتِّفاق، جهان میتوان گرفت
غزل شمارهٔ ۸۸
«فِراق یار، نه آن میکند که بتوان گفت»
غزل شمارهٔ ۹۴
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
غزل شمارهٔ ۹۵
خرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
غزل شمارهٔ ۹۹
بُوَد آشفته همچون مویِ فَرُّخ
غزل شمارهٔ ۱۰۱
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
غزل شمارهٔ ۱۰۲
من نیز دل به باد دهم، هر چه باد باد
غزل شمارهٔ ۱۰۳
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
غزل شمارهٔ ۱۱۳
که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد
غزل شمارهٔ ۱۱۸
سلطانیِ جَم، مُدام دارد
غزل شمارهٔ ۱۱۹
ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟
غزل شمارهٔ ۱۲۱
سعادت همدم او گشت و دولتْ همنشین دارد
غزل شمارهٔ ۱۲۴
باز با دلشدگان ناز و عِتابی دارد
غزل شمارهٔ ۱۲۷
پیشِ تو گُل، رونقِ گیاه ندارد