دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۳۰
که عشقِ رویِ گل با ما چهها کرد
غزل شمارهٔ ۱۳۲
عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد
غزل شمارهٔ ۱۳۳
بنیادِ مکر با فلکِ حُقِّهباز کرد
غزل شمارهٔ ۱۳۵
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
غزل شمارهٔ ۱۴۵
که بود ساقی و این باده از کجا آورد؟
غزل شمارهٔ ۱۴۶
دل شوریدهٔ ما را به بو، در کار میآورد
غزل شمارهٔ ۱۴۷
که روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد
غزل شمارهٔ ۱۴۹
ز هر در میدهم پندش، ولیکن در نمیگیرد
غزل شمارهٔ ۱۵۶
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد
غزل شمارهٔ ۱۵۸
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
غزل شمارهٔ ۱۶۹
دوستی کِی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
غزل شمارهٔ ۱۷۰
از سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد
غزل شمارهٔ ۱۷۱
کز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
غزل شمارهٔ ۱۸۲
مَحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟
غزل شمارهٔ ۱۸۵
تا همه صومعهداران پیِ کاری گیرند
غزل شمارهٔ ۱۸۸
که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کُنَد
غزل شمارهٔ ۱۹۱
بر جایِ بدکاری چو من، یک دَم نکوکاری کند
غزل شمارهٔ ۱۹۲
همدمِ گل نمیشود یادِ سَمَن نمیکند
غزل شمارهٔ ۱۹۳
من چُنینم که نمودم دگر ایشان دانند
غزل شمارهٔ ۱۹۴
پریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند
غزل شمارهٔ ۱۹۸
گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند
غزل شمارهٔ ۲۰۰
پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
غزل شمارهٔ ۲۱۵
که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
غزل شمارهٔ ۲۲۸
پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟