دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۳۰
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
غزل شمارهٔ ۲۳۹
وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید
غزل شمارهٔ ۲۴۰
وَجهِ مِی میخواهم و مُطرب، که میگوید رسید؟
غزل شمارهٔ ۲۴۳
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
غزل شمارهٔ ۲۴۴
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
غزل شمارهٔ ۲۴۵
مبادا خالیات شِکَّر ز مِنقار
غزل شمارهٔ ۲۵۲
بجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دِگَر
غزل شمارهٔ ۲۵۵
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
غزل شمارهٔ ۲۶۲
وز فلک خونِ خُم که جوید باز؟
غزل شمارهٔ ۲۶۹
نسیمِ روضهٔ شیراز، پیکِ راهت بس
غزل شمارهٔ ۲۷۳
حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
غزل شمارهٔ ۲۸۳
که دورِ شاه شجاع است، مِی دلیر بنوش
غزل شمارهٔ ۲۸۴
گفت ببخشند گنه، مِی بنوش
غزل شمارهٔ ۲۹۶
گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف
غزل شمارهٔ ۲۹۹
از آن گناه که نَفعی رسد به غیر چه باک؟
غزل شمارهٔ ۳۰۱
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
غزل شمارهٔ ۳۰۲
که به ما میرسد زمانِ وصال
غزل شمارهٔ ۳۰۷
هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»
غزل شمارهٔ ۳۱۰
خیرِ مقدم چه خبر؟ دوست کجا؟ راه کدام؟
غزل شمارهٔ ۳۱۲
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
غزل شمارهٔ ۳۲۶
کز سرِ زلف و رُخَش، نعل در آتش دارم
غزل شمارهٔ ۳۲۸
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
غزل شمارهٔ ۳۳۵
حاصلِ خرقه و سجاده، روان دربازم
غزل شمارهٔ ۳۴۰
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم