دفتر شعر
۳۲۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
لشکر غم بر سرم بیحد و بیمر گذشت
شمارهٔ ۵۰
هر زمانی زلف او در پیچ و تابی دگرست
شمارهٔ ۵۱
لعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است
شمارهٔ ۵۲
آبحیات در لب میگونت مضمرست
شمارهٔ ۵۳
چشم بد از و دور یکی ماه تمام است
شمارهٔ ۵۴
کام دل بر گیرم امشب آن شبست
شمارهٔ ۵۵
پیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست
شمارهٔ ۵۶
اکنون نه عین دارم ازو نه اثر بدست
شمارهٔ ۵۷
سرد است و می بموسم سرما درون خوش است
شمارهٔ ۵۸
بفال سعد بنماید قمر روی از گریبانت
شمارهٔ ۵۹
سرو قدی میگسار خوشتر ازین عیش هست
شمارهٔ ۶۰
موسم بستان و هنگام گلستان دیدنست
شمارهٔ ۶۱
کز سوختگی جانم در غایت مشتاقیست
شمارهٔ ۶۲
صورتی بیجان بود کو وقت گل میخواره نیست
شمارهٔ ۶۳
غلام خوابم از آنشب که آنخیال گذشت
شمارهٔ ۶۴
که ازو چشم رهی چشمه یاقوت روانست
شمارهٔ ۶۵
ای شده ترک فلک از دل و جان هندویت
شمارهٔ ۶۶
ای بسا دل که زیر هر شکن است
شمارهٔ ۶۷
بنده عارض تو سوسن آزاد شدست
شمارهٔ ۶۸
روزگار عشقت الحق روزگاری بس خوشست
شمارهٔ ۶۹
ماه مهر افزای ما روی شماست
شمارهٔ ۷۰
خطبه در مملکت عشق بنام دل ماست
شمارهٔ ۷۱
بر او چو سنبل زلفت هزار دل آشفت
شمارهٔ ۷۲
باشم اغیار اگر جز تو مرا یاری هست