دفتر شعر
۳۲۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
و ز هجر او قرار ز دلها رمیده بود
شمارهٔ ۹۸
بر مه و مهرش ازینمرتبه صد ناز رسد
شمارهٔ ۹۹
در حقه لعلش گهر ناب ببینید
شمارهٔ ۱۰۰
مجلس ما را بغیر دخت رز مونس مباد
شمارهٔ ۱۰۱
خوشتر ز دم نافه مشک ختن آید
شمارهٔ ۱۰۲
کان قصه توانیم بصد سال بیان کرد
شمارهٔ ۱۰۳
لعلفام است مگر خون جگر میآید
شمارهٔ ۱۰۴
بلبل طبع مرا یاد از گلستان میدهد
شمارهٔ ۱۰۵
خورشید تو گفتی که مگر زیر زره شد
شمارهٔ ۱۰۶
بس غالیه سائی که نسیم سحری کرد
شمارهٔ ۱۰۷
بی رخش نور و نوام از کار شد
شمارهٔ ۱۰۸
یا سایبان مهر ز شعر سیه که کرد
شمارهٔ ۱۰۹
چون قدش سرو جویبار که دید
شمارهٔ ۱۱۰
از ما بجهان باقی جز نام نخواهد بود
شمارهٔ ۱۱۱
عقل پندارد که طوطی بر شکر پر میزند
شمارهٔ ۱۱۲
چو قدش سر و سیم اندام خوش رفتار کی باشد
شمارهٔ ۱۱۳
در دیده غمدیده عقیق و گهر آید
شمارهٔ ۱۱۴
نرگس از مستی چشمش رنج مخموری کشید
شمارهٔ ۱۱۵
ز طاق ابرویش خود را بزنجیر اندر آویزد
شمارهٔ ۱۱۶
دلرا ز ذوق مملکت جان خبر کند
شمارهٔ ۱۱۷
نیست گمان من کزو نقش رخت برون شود
شمارهٔ ۱۱۸
فلک آنروز مبادا که ز عمرم شمرد
شمارهٔ ۱۱۹
گل رخ از پرتو خورشید رخت پرچین کرد
شمارهٔ ۱۲۰
کهاهل خرد طریقه طرار کج نهند