دفتر شعر
۳۲۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۲۱
مرا ز نرگس تر آب ارغوان بچکد
شمارهٔ ۱۲۲
ره مراد مرا زیر گام می نکند
شمارهٔ ۱۲۳
برقع شام ز رخسار سحر بردارند
شمارهٔ ۱۲۴
ظلمت شام بر انوار سحر میشکند
شمارهٔ ۱۲۵
ماجرای درد تو یکیک بدرمان گفته اند
شمارهٔ ۱۲۶
خرد را مست و بی آرام کردند
شمارهٔ ۱۲۷
چون دم روحالقدس در پیکرم جان میدمد
شمارهٔ ۱۲۸
دلم چو سنبلش آشفتگی ز سر گیرد
شمارهٔ ۱۲۹
خرم آندل که چنین طالع میمون گیرد
شمارهٔ ۱۳۰
آنگه اندر پی آن راحت جان بر خیزد
شمارهٔ ۱۳۱
دل محنت زده بر جان بلاکش ننهند
شمارهٔ ۱۳۲
ما را توئی ز هر دو جهان غایت مراد
شمارهٔ ۱۳۳
در طریق عشق پا از تارک سر کرده اند
شمارهٔ ۱۳۴
تازه نباتت ز شکر میدمد
شمارهٔ ۱۳۵
دل من روح بشکرانه روانی بدهد
شمارهٔ ۱۳۶
هم صورت و هم معنی جان روی تو بیند
شمارهٔ ۱۳۷
زلف و رخسار تو با شام و سحر میماند
شمارهٔ ۱۳۸
فلک از عکس ویم ماه دگر بنماید
شمارهٔ ۱۳۹
دل شکسته من زیر بار چون نبود
شمارهٔ ۱۴۰
تو شاد باش که جز غم به عاشقان نرسد
شمارهٔ ۱۴۱
گر نشد آبی چرا در آب بازی میکند
شمارهٔ ۱۴۲
دل چنین از من سودا زده آسان نبرد
شمارهٔ ۱۴۳
دل و دین را همه بر آتش و بر باد نهاد
شمارهٔ ۱۴۴
ز خجلتش عرق از آفتاب بگشاید