دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
از درد دلم اگر خبر داشتهایزین به سوی حالم نظری داشتهای
آمد ز چمن باد صبا مشکین بویو آورد بمن از سمن و نسرین بوی
ایدل اگر آشفته یک یار شدیفارغ ز دو و از سه و از چار شدی
از آب حیات سبزه انگیختهایتا گرد بنفشه بر سمن بیختهای
ای بلبل گلشن فصاحت که توئیوی گوهر معدن صباحت که توئی