دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
بگذشت چنانکه بگذرد باد بدشت
شمارهٔ ۵۰
می دان که ترا روزی تو خواهد جست
شمارهٔ ۵۱
و ایام نشاط و شادمانی بگذشت
شمارهٔ ۵۲
بشنو سخنی عرضه کنم بر رایت
شمارهٔ ۵۳
وین یکدوسه روزه زندگانی هیچست
شمارهٔ ۵۴
وین مملکت حیات فانی شدنی است
شمارهٔ ۵۵
وندر سرت آهنگ گنهکاری چیست
شمارهٔ ۵۶
ور مملکت هر دو جهانت هوس است
شمارهٔ ۵۷
حق داده ز دست و کار باطل هیچ است
شمارهٔ ۵۸
وز طاعت غیر او تبرا کردست
شمارهٔ ۵۹
رخ سوی در سخا کردم و رفت
شمارهٔ ۶۰
در عالم جان تفاوت مذهب نیست
شمارهٔ ۶۱
وینعالم بی ثبات فانی هیچست
شمارهٔ ۶۲
خون دل و مغز استخوانم میسوخت
شمارهٔ ۶۳
در ملک علی والی و در فقر ولیست
شمارهٔ ۶۴
بی لعل لبش بحر گهر چشم منست
شمارهٔ ۶۵
با غصه و قهر همنشین باید رفت
شمارهٔ ۶۶
در صورت اگر چه طوطی شکر خاست
شمارهٔ ۶۷
مه در غم کاس از غم و از غصه اوست
شمارهٔ ۶۸
دردیست که پیوسته بدامان منست
شمارهٔ ۶۹
با همنفسان ذوق و ظریفیت خوشست
شمارهٔ ۷۰
وانموی چو مشک ناب در چشم منست
شمارهٔ ۷۱
شیر فلکش به زیر پالان چو خرست
شمارهٔ ۷۲
بی رنج دلی یافتن کامی نیست