دفتر شعر
۱۳۵ شعر در این دفتر
به شاه باد مبارک، قبای سلطانیبه همت شه مردان، علی عمرانی
نوبهار آمد و باد سحری غالیهبوستگاه طرف چمن و سایهٔ بید و لب جوست
گه نخجیر زوبین چنگ قوشمنماید صید دل تاراج هوشم
چو روزگار شهنشاه کامکار آمدسپاس ملت و اسلام استوار آمد
ایزد بخشنده در پناه شهنشاهمیر زمن را دهاد عمر مؤبد
رسید مژده که سرسبز گشت نخل امیدنهال دولت و اقبال بارور گردید
ساقی به یاد لعل تو چون ساغر آوردما را به دور اول از پا درآورد
به گه کودکی مرا استادداد پندی که مانده است به یاد
حبّذا شهباز شاهنشاه چون پروا کندچرخ دیگر از همایون پر خود برپا کند
شکر خدا که از اثر بخت کامکارنخل امید را ثمر عیش گشت بار
نو بهار آمد و آراست چمن را چو عروسموسم عشرت و هنگام کنار آمد و بوس
فرخنده باد نوروز بر شهریار آفاقبوالنّصر ناصرالدین شاه خجسته اخلاق
شد زمین سیم گون از تیر خسرو لعل رنگدر کجا در کوهساران از چه از خون پلنگ
شد زدار محن به دار نعیمرادمردی بزرگوار و حکیم
ایا شمس گردون فضل و بلاغتزتو تربیت یافته هر سخندان
سزد بگرید گردون اگر به حال زمینزبعد خسرو اسلام شاه ناصر دین
فروغ بزم جهان نمود وجه حسنجمال دولت اسلام کاظم بن حسن
خجسته طلعت والای ناصرالدین شاهخجسته باد به بالای میر کیوان جاه
به ماند بر سریر کامرانیشهنشاه مظفر جاودانی
فرخنده باد نوروز بر قبلهٔ خلایقفرخ سلیل احمد مولی الکرام صادق
به آب و رنگ، دو گل راست اعتبار یکیگل بهشت یکی، طلعت نگار یکی
بشنو پند من ای خواجه بسی سود بریپرده بر عیب کسان پوش و مکن پرده دری
چون شمع گر به بزم وفا ترک سرکنیسر پیش عاشقان رخ دوست برکنی
چشم آن دارم کز آن آتش که بر تن میزنیشعلهای بر جان زنی آن دم که دامن میزنی