دفتر شعر
۸۶ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
یا با کس دیگر آشنا داند شد
شمارهٔ ۲۶
با نور تجلیت دل و جان بنماند
شمارهٔ ۲۷
با وصل تو سور و ماتمم هیچ نماند
شمارهٔ ۲۸
وز نیک و بد من و تو پرداخته اند
شمارهٔ ۲۹
در عیش فزوده و ز غم کاستهاند
شمارهٔ ۳۰
سر مست ز بادهٔ الست آمده اند
شمارهٔ ۳۱
در دیده کشند خاک من گر یابند
شمارهٔ ۳۲
وین منطقه بر میان جوزا بستند
شمارهٔ ۳۳
دیدی که بعاقبت سرش ببریدند
شمارهٔ ۳۴
مانندهٔ من شوند در امیدند
شمارهٔ ۳۵
مرغان هواش ز آشیانی دگرند
شمارهٔ ۳۶
جان از دو جهان روی به سوی تو کند
شمارهٔ ۳۷
نه خوش منشان و خیره خندان دانند
شمارهٔ ۳۸
جز بر در نیستی وصالت ندهند
شمارهٔ ۳۹
گفتند به طعنه مر ترا خلق وجود
شمارهٔ ۴۰
مرغ روحت به آشیان باز شود
شمارهٔ ۴۱
یا باد ارادت و طلب بر تو جهد
شمارهٔ ۴۲
وین مرغ ازین قفص به پرواز آید
شمارهٔ ۴۳
وز هر چه بدون تست شان ننگ آید
شمارهٔ ۴۴
بر خاسته ای ز جان و تن می باید
شمارهٔ ۴۵
منقار به مردار کجا آلاید
شمارهٔ ۴۶
جز پای تو سوی تو ندانست دوید
شمارهٔ ۴۷
وز دوزخ و فردوس گذشتیم آخر
شمارهٔ ۴۸
تابوک برم ز شیب صیدی به فراز