دفتر شعر
۸۶ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
وز عهده الست باز مستیم هنوز
شمارهٔ ۵۰
قانع گشته به خوشه از خرمن شمع
شمارهٔ ۵۱
جز دوست ندید هیچ را در خور عشق
شمارهٔ ۵۲
گاهی چو فلک بلند و گاهی پستم
شمارهٔ ۵۳
صد باره زیادت به عدم باز شدم
شمارهٔ ۵۴
صد همچو ایاز سوی محمود آرم
شمارهٔ ۵۵
خاک قدمت به دیدگان می سپرم
شمارهٔ ۵۶
گفتم بکنی به وصل خود درمانم
شمارهٔ ۵۷
هر جان نچشد ذوق ز جان سخنم
شمارهٔ ۵۸
دل خویش غمان تست بیگانه منم
شمارهٔ ۵۹
و آن مست نیم که باز بیدار شوم
شمارهٔ ۶۰
با عشق تو در طفولیت خو کردیم
شمارهٔ ۶۱
کان دم که نبود آدم آن دم بودیم
شمارهٔ ۶۲
و آتش به وجود خود در انداختگان
شمارهٔ ۶۳
کمتر بود از زیره به کرمان بردن
شمارهٔ ۶۴
یا غرقه شدن یا گهری آوردن
شمارهٔ ۶۵
چون روح شوند راکب مرکب تن
شمارهٔ ۶۶
در هر دلکی از تو نهیبی است مکن
شمارهٔ ۶۷
بلبل ز درخت سر فرو کرد که: من!
شمارهٔ ۶۸
در کسوت روح صورت دوست ببین
شمارهٔ ۶۹
سرمایهٔ عشق و سود من بودم و تو
شمارهٔ ۷۰
در بارگه وصال او بی سر رو
شمارهٔ ۷۱
وی غمزهٔ خونخوار تو جانها خسته
شمارهٔ ۷۲
مستان شده ایم هین شراب اندر ده