دفتر شعر
۲ شعر در این دفتر
کردمی در خاک کوی دوست مأوا کاشکیسودمی رخسار خود بر خاک آن پا کاشکی
هر دم از انجمن دهر جفایی دگر استهر یک از انجم او داغ بلایی دگر است