دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۱۷
گرفته چین بدو هندوی زلف چین برچین
شمارهٔ ۲۱۸
وین خسته را بکام دل خویشتن رسان
شمارهٔ ۲۱۹
راستی را چون قدت سروی ندیدم در چمن
شمارهٔ ۲۲۰
خنک بادی که آرد بوی ترکان
شمارهٔ ۲۲۱
که وصف آتش سوزان بنی مشکل توان کردن
شمارهٔ ۲۲۲
تا ببینی خویشتن بی خویشتن
شمارهٔ ۲۲۳
جان من دلخسته بجانانه رها کن
شمارهٔ ۲۲۴
چشم تو عین مستی و جسم تو جان جان
شمارهٔ ۲۲۵
قصّه مور بدرگاه سلیمان برسان
شمارهٔ ۲۲۶
نه ترک عشق می یارم گرفتن
شمارهٔ ۲۲۷
نادیده دیده هیچ بلطف دهان تو
شمارهٔ ۲۲۸
راه بابل می زند هاروت افسون ساز او
شمارهٔ ۲۲۹
ماه من خورشید بین در سایه ی بغطاق او
شمارهٔ ۲۳۰
گفت بگذر زان بت پیمان شکن پیمانه کو
شمارهٔ ۲۳۱
بتنگی دهنت هیچ دیده ی نادیده
شمارهٔ ۲۳۲
و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته
شمارهٔ ۲۳۳
مرا صد چشمه در چشم و ترا صد دیده در دیده
شمارهٔ ۲۳۴
چنبر جعد تو از عنبر ناب افتاده
شمارهٔ ۲۳۵
وی روی من از مهر تو طعنه زده بر کاه
شمارهٔ ۲۳۶
نادیده بخواب خواب دیده
شمارهٔ ۲۳۷
پیوسته طاق خضرا بر آفتاب بسته
شمارهٔ ۲۳۸
می رفت بسر وقت حریفان شبانه
شمارهٔ ۲۳۹
فارغ از سجاده و تسبیح و طامات آمده
شمارهٔ ۲۴۰
که رخم کرد سیه در غم آن روی چو ماه