دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۹۳
با خون دیده و دل افگار میرویم
شمارهٔ ۱۹۴
ورنه از دود دل آتش بجهان در فکنم
شمارهٔ ۱۹۵
تا شدم بنده ات آزاد ز سرو چمنم
شمارهٔ ۱۹۶
وز می لعل لبت باده پرست آمده ایم
شمارهٔ ۱۹۷
بیا بیا که خوشت باد ای نسیم شمیم
شمارهٔ ۱۹۸
بیار باده که جان تازه می شود ز نسیم
شمارهٔ ۱۹۹
کنون وقت میست و نوبت جام
شمارهٔ ۲۰۰
ای عزیزان چون کنم چون مبتلا افتادهام
شمارهٔ ۲۰۱
مرغ و ماهی خفته و من تا سحر نغنوده ام
شمارهٔ ۲۰۲
ور خطایی رفت از آن باز آ که ما باز آمدیم
شمارهٔ ۲۰۳
ز باده ذوق لب جان فزات می جوئیم
شمارهٔ ۲۰۴
مشک سیاهت بر لاله پرچین
شمارهٔ ۲۰۵
یا چو هندو بنده ی ترکان نمی باید شدن
شمارهٔ ۲۰۶
گمان مبر که رود مهر او ز جان بیرون
شمارهٔ ۲۰۷
مطربه ی سرای شد بلبل باغ انجمن
شمارهٔ ۲۰۸
که عقل عین جنونست و الجنون فنون
شمارهٔ ۲۰۹
وی طرّه هندویت سر حلقه ی طرّاران
شمارهٔ ۲۱۰
عهد و پیمان وفاداریش بین
شمارهٔ ۲۱۱
بشنو از وی ماجرای خویش بی خویشتن
شمارهٔ ۲۱۲
سرو گل رخسار نبود ور بود نبود چنین
شمارهٔ ۲۱۳
لشکر حبش بر ختن مزن
شمارهٔ ۲۱۴
کاسه ی یاقوت بین از لاله در صحن چمن
شمارهٔ ۲۱۵
در بند کمند تو دل حلقه گشایان
شمارهٔ ۲۱۶
جان داده بر نرگس مست تو حکیمان