دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
گُل دل تازه گردد از نم خم
شمارهٔ ۱۷۰
بنامت که بر دیده مالیده ام
شمارهٔ ۱۷۱
باز چون مرغان شبگیری خوش الحان آمدیم
شمارهٔ ۱۷۲
وگرنه رخ بنمودی ز چرخ آینه فام
شمارهٔ ۱۷۳
و آتش چهره نمودی و ببردی آبم
شمارهٔ ۱۷۴
جام غمگین در پی جانانه می گرداندم
شمارهٔ ۱۷۵
کاخر بیاد بشنو دستان و داستانم
شمارهٔ ۱۷۶
چشمه ی خون از چشم گشادیم و شدیم
شمارهٔ ۱۷۷
که پدید آمد از کناره ی بام
شمارهٔ ۱۷۸
گفتم ای آرام جان و دلبرم
شمارهٔ ۱۷۹
برگیر ساربان نفسی باری از دلم
شمارهٔ ۱۸۰
داد دل خویش از که جویم
شمارهٔ ۱۸۱
تحفه ی جان جهان جان و جهان آوردیم
شمارهٔ ۱۸۲
بگو چون بی سر و بی پا بیایم
شمارهٔ ۱۸۳
بهوایت زره دور و دراز آمده ایم
شمارهٔ ۱۸۴
نوبت عشّاق بگوی ای غلام
شمارهٔ ۱۸۵
کس نیست که گیرد بشرابی دو سه دستم
شمارهٔ ۱۸۶
وین چه بویست که از کوی شما می شنوم
شمارهٔ ۱۸۷
وین چه خاکست کزو بوی وفا میشنوم
شمارهٔ ۱۸۸
وز غایت مستی خبرم نیست که هستم
شمارهٔ ۱۸۹
بآرام دل جان فرستاده ام
شمارهٔ ۱۹۰
ما راه نشینیم ولی شاه نشانیم
شمارهٔ ۱۹۱
تا جمال حور مقصورات بینی فی الخیام
شمارهٔ ۱۹۲
کاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العِظام