دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۴۵
تیره شب ظلمتست و ما هم نور
شمارهٔ ۱۴۶
نظر بقربت یارست نی بقرب دیار
شمارهٔ ۱۴۷
گل روی تو برده آب گلنار
شمارهٔ ۱۴۸
گنجت چو دست می دهد از مار غم مخور
شمارهٔ ۱۴۹
زانک جانی تو و از جان نتوان بود صبور
شمارهٔ ۱۵۰
کار دینداران نمازست و نماز ما نیاز
شمارهٔ ۱۵۱
پیش عاشق نماز چیست نیاز
شمارهٔ ۱۵۲
بلبلی باز گفت در نوروز
شمارهٔ ۱۵۳
بیار باده و بشنو نوای مرغ سحرخیز
شمارهٔ ۱۵۴
خاکت پایت همچو آب چشمه ی حیوان عزیز
شمارهٔ ۱۵۵
مرد معنی را نشان از مرد معنی بین بپرس
شمارهٔ ۱۵۶
بشنو آوای مرغ و ناله ی کوس
شمارهٔ ۱۵۷
و گر او کمر نبندد نظرست در میانش
شمارهٔ ۱۵۸
هیچ شک نیست که پوشیده نماند رازش
شمارهٔ ۱۵۹
باشد که بنگریم دگر روی یار خویش
شمارهٔ ۱۶۰
و رنه درپات فتادی فلک مینا رنگ
شمارهٔ ۱۶۱
نشانده قدّ تو در باغ جان نهال جمال
شمارهٔ ۱۶۲
که خوش باشد بروی دوستان گل
شمارهٔ ۱۶۳
سرم فدای خیال و خیال در سر دل
شمارهٔ ۱۶۴
کانرا که حال هست چه حاجت بود بقال
شمارهٔ ۱۶۵
ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل
شمارهٔ ۱۶۶
برفت پیش سرشک من آب دجله و نیل
شمارهٔ ۱۶۷
قدح لاله پر از خون جگر می کردم
شمارهٔ ۱۶۸
خاک پایت همه بر تارک سر میکردم