دفتر شعر
۲۹۹ شعر در این دفتر
کتاب الشوقیات
شمارهٔ ۲۵
ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست
شمارهٔ ۲۶
پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست
شمارهٔ ۲۷
طوطی خوش خوان جام دستانسرائی بیش نیست
شمارهٔ ۲۸
کار اسلام ز بالای بلندت بالاست
شمارهٔ ۲۹
حاصلم زین قرص زرین نیم نانی بیش نیست
شمارهٔ ۳۰
آخر ای مغبچگان راه خرابات کجاست
شمارهٔ ۳۱
خال هندویت سیاهی روشنست
شمارهٔ ۳۲
مهر رخسار تو شرحش بر قمر باید نوشت
شمارهٔ ۳۳
نهایت ره مشتاقرا بدایت نیست
شمارهٔ ۳۴
غم دل در جهان جان حجابست
شمارهٔ ۳۵
ز رشک طلعت او شمعِ انجمن بنشست
شمارهٔ ۳۶
که درد را چو امید دوا بود غم نیست
شمارهٔ ۳۷
راه پر آفت سودای تو را منزل نیست
شمارهٔ ۳۸
صیدی به دست کن که سرش در کمند نیست
شمارهٔ ۳۹
بزبان قلم نیاید راست
شمارهٔ ۴۰
شاخ شمشاد چو آن قامت سرو آسا نیست
شمارهٔ ۴۱
جگرم را هدف تیر بلا کرد و برفت
شمارهٔ ۴۲
بر در دل خیمه زن گر عالم جان بایدت
شمارهٔ ۴۳
بگذر از وی که جای بازی نیست
شمارهٔ ۴۴
مطرب بگوی نوبت عشاق در نهفت
شمارهٔ ۴۵
همچو من خسته و نالنده و دل ریش چراست
شمارهٔ ۴۶
وانک اقرارش به بترویان نباشد کافر است
شمارهٔ ۴۷
گرچه بر منظرش ادراک نظر قادر نیست
شمارهٔ ۴۸
وانجا که نیاز است چه حاجت به نماز است